ایلغار کردنلغتنامه دهخداایلغار کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تاختن . (یادداشت بخط مؤلف ). تاخت بردن . ناگاهان بر سر کسی یا لشکری به انبوه زود آمدن . رفتن لشکری خرد بسرعت با مقابله ٔ دش
ایلغارلغتنامه دهخداایلغار. (ترکی - مغولی ، اِ) بسرعت بر فوج دشمن دویدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). حرکت سریع سپاهیان بسوی دشمن . هجوم . یورش . (فرهنگ فارسی معین ). شبگیر و شبیخون
ایلغارکنانلغتنامه دهخداایلغارکنان . [ ک ُ ] (نف مرکب ،ق مرکب ) در حال هجوم و حمله . (فرهنگ فارسی معین ).
ایلغار کردنلغتنامه دهخداایلغار کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تاختن . (یادداشت بخط مؤلف ). تاخت بردن . ناگاهان بر سر کسی یا لشکری به انبوه زود آمدن . رفتن لشکری خرد بسرعت با مقابله ٔ دش
ایلغارلغتنامه دهخداایلغار. (ترکی - مغولی ، اِ) بسرعت بر فوج دشمن دویدن . (غیاث اللغات ) (آنندراج ). حرکت سریع سپاهیان بسوی دشمن . هجوم . یورش . (فرهنگ فارسی معین ). شبگیر و شبیخون
ایلغارکنانلغتنامه دهخداایلغارکنان . [ ک ُ ] (نف مرکب ،ق مرکب ) در حال هجوم و حمله . (فرهنگ فارسی معین ).
ایلقارواژهنامه آزادحمله ، هجوم ایلقار کلمه ای است ترکی به معنی قسم ، عهد و پیمان ، معادل دیگر ترکی آن کلمه « آند » است . (ترکی) عهد و پیمان.