ایلامیلغتنامه دهخداایلامی . (ص نسبی ) منسوب به ایلام . رجوع به عیلام و عیلامی شود.- خط ایلامی ؛ خط مردم سرزمین عیلام . رجوع به عیلام شود.- زبان ایلامی ؛ زبان مردم سرزمین عیلام ر
اعلامیهدیکشنری فارسی به انگلیسیannouncement, declaration, handout, leaflet, proclamation, pronouncement, publication, statement
الیماواژهنامه آزادسرزمین کوهستانی و بر گرفته از نام ایلام و قوم ایلامیان است که احتمالا کهن ترین نژاد سرزمین بختیاری ها بوده است ار اقوام باستانی ساکن در کهکیلویه و بویر احمد فعل
عبدالرحمانلغتنامه دهخداعبدالرحمان . [ ع َدُرْ رَ ] (اِخ ) ابن محمدبن ابراهیم العتائقی . از علماء حله بود و فلسفه و تاریخ نیز آموخت . به بلاد فارس و غیره مسافرت کرد، مدت زیادی به اصفها