ایقانلغتنامه دهخداایقان . (ع مص ) (از «ی ق ن ») به یقین دانستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 24). بی گمان دانستن و بی گمان شدن . (المصادر
باورفرهنگ مترادف و متضاد۱. اعتقاد، ایقان، ایمان، عقیده ۲. باورداشت، برداشت ۳. پذیرش، قبول ۴. زعم، گمان
یقینفرهنگ مترادف و متضاد۱. اطلاع، اطمینان، اعتقاد، ایقان، باور، بصیرت ۲. بیشبهه، بیگمان، حتمی، قطع، مسلم
خربوطیلغتنامه دهخداخربوطی . [ خ َ ] (اِخ ) یوسف بن عثمان بن مصطفی بن فیض اﷲ خربوطی (خربوتی ). وی از مدرسان علوم و تفسیر بیضاوی در مدرسه ٔ شیخ وفا بقسطنطنیه بود و از خلفای طریقه ٔ