ایقافلغتنامه دهخداایقاف . (ع مص ) (از «وق ف ») ایستادن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (آنندراج ). || بازایستادن از کاری . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (تاج المصادر بیهقی
ایغافلغتنامه دهخداایغاف . (ع مص ) (از «وغ ف ») دویدن و شتاب رفتن و سخت رفتن چنانکه بی تاب گردد. (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). نیک دویدن . (تاج المصا
ارقافلغتنامه دهخداارقاف . [ اِ ] (ع مص ) لرزه گرفتن از سرما. (منتهی الأرب ). لرزه گرفتن کسی را. (مجهولاً مستعمل است ).
ایصافلغتنامه دهخداایصاف . (ع مص ) (از «وص ف ») خدمتکاری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || به حد خدمت رسیدن غلام و کنیزک . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطب
انقافلغتنامه دهخداانقاف . [ اِ ] (ع مص ) استخوان دادن کسی را تا مغز برآورد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (آنندراج ): انقفتک المخ ؛ استخوان دادم ترا تا مغز برآری . (منتهی الار