ایشاعلغتنامه دهخداایشاع . (ع مص ) (از «وش ع ») گل کردن درخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). باشکوفه شدن درخت . (تاج المصادر بیهقی ). || دارو در د
ایشاءلغتنامه دهخداایشاء. (ع مص ) (از «وش ی ») گیاه نخستین برآوردن زمین . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || نمایان شدن رطب نخست خرمادرخت . (منتهی الار
اشاعهفرهنگ مترادف و متضاداشاعت، انتشار، پاشیدن، پراکندن، تبلیغ، تداول، ترویج، سرایت، شیوع، گستردن، نشر