ایستملغتنامه دهخداایستم . (اِخ ) محل اجتماع نمایندگان دول یونانی بود. (ایران باستان ص 767). || بمعنی برزخ است و برزخ (کرنت ) را چنین می نامیدند. (حاشیه ٔ ایران باستان ص 767). رجو
ایستمیالغتنامه دهخداایستمیا. (اِ) اعیادی بود که یونانیان هر سه یا چهار یا پنج سال یکبار در تنگه ٔ کرنتوس بافتخار نپتونوس اقامه میکردند. (تعلیقات تمدن قدیم تألیف نصراﷲ فلسفی ).
ایستمانrollout1/roll-out1, RO1واژههای مصوب فرهنگستانفرایند انصراف از برخاست (rejected takeoff) از لحظة ترمزگیری تا ایست کامل هواگرد
ایستمیالغتنامه دهخداایستمیا. (اِ) اعیادی بود که یونانیان هر سه یا چهار یا پنج سال یکبار در تنگه ٔ کرنتوس بافتخار نپتونوس اقامه میکردند. (تعلیقات تمدن قدیم تألیف نصراﷲ فلسفی ).
شکرانهلغتنامه دهخداشکرانه . [ ش ُ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) شکرگزاری و حقشناسی و سپاسداری و ادای شکر نعمت و تشکر. (ناظم الاطباء). سپاسگزاری . سپاسداری . شکران . شکر. (یادداشت مؤلف )
پیلغتنامه دهخداپی . [ پ َ ] (اِ) دنبال . عقب . پشت . پس . دنباله . عقیب . اثر: پی او؛ دنبال او. بر اثر او : یکی غرم تازان پی یک سوارکه چون او ندیدم به ایوان نگار. فردوسی .برآش