ایستارلغتنامه دهخداایستار. (اِخ ) بعقیده ٔ بابلیها ربةالنوع جنگ و عشق بود. بخت النصر دروازه ٔ باشکوهی برای وی ساخت . (ایران باستان ص 193).
ایستادهامگویش اصفهانی تکیه ای: veɂišteɂu(n) طاری: višdâyayu(n)/ešdun طامه ای: veštâɂeɂo(n) طرقی: vâšdâyayo(n)/ešdon کشه ای: vâštâyayo(n) نطنزی: vâɂištâyayo(n)
ایستادهایگویش اصفهانی تکیه ای: veɂištoɂe طاری: višdâyaye/ ešde طامه ای: veštâɂeɂe طرقی: vâšdâyaye/ ešde کشه ای: vâštâyaye نطنزی: vâɂištâyaye
فرقهگراییsectarianismواژههای مصوب فرهنگستانایستارها (attitude) و اقداماتی که وجه مشخصۀ آنها تندروی یا کندروی و درنتیجه جدایی از خطمشی و رهنامۀ رسمی حزب و گروه سیاسی است
فرهنگواژهنامه آزادفرهنگ مجموعه ای به هم پیوسته از دانش ها، آگاهی ها، تجربه ها، باورها،ارزش ها، هنجارها، ایستارها و مهارت های لازم و ضروری برای زندگی اعضای جامعه است. بدون فرهنگ ا