ایرگلغتنامه دهخداایرگ . (اِ) بلغت زند و پازند به معنی مردم باشد چه ایرگان مردمان را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (هفت قلزم ) (انجمن آرا). درپهلوی ائریگان ، مردمان . (حاشیه ٔ برهان
ایریلغتنامه دهخداایری . (ص نسبی ، اِ) مردم و مردمی . (برهان ) (آنندراج ) (هفت قلزم ). رجوع به ایرگ و ایرگان شود.
اریهلغتنامه دهخدااریه . [ اِ ی ِ ] (اِخ ) دریاچه ٔ پهناوری است در آمریکای شمالی ، میان دومینیون متعلق بانگلیس و ممالک متحده از جانب شمال غربی محدود است بخطه ٔ قناده از دومینیون
گنجفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گنجایش؛ ظرفیت؛ حجم؛ جاداد: ◻︎ در تصور ذات او را گنج کو/ تا درآید در تصور مثل او (مولوی: ۴۰)، ◻︎ ای تن من و ای رگ من پُر ز تو/ توبه را گنجا کجا باشد درو (مولو