ایراسلغتنامه دهخداایراس . (ع مص ) (از «ورس ») زرد شدن برگ درخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ). زرد شدن برگ درخت پس از آنکه بجایی رسیده باشد. (تاج المصادر بیهقی ): اورس الرمث ؛ زرد ش
ایراثلغتنامه دهخداایراث . (ع مص ) میراث دادن . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 24). وارث گردانیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). میراث رسانیدن و بقیه چیزی دادن . (غیاث اللغات ).
ایراصلغتنامه دهخداایراص . (ع مص ) (از «ورص ») بیضه نهادن ماکیان به یکبار. (منتهی الارب ) (آنندراج ). بیک مرتبه تخم نهادن ماکیان . || و چون ماکیان بر روی تخم باشد و بلندشده بیک مر
آراستندیکشنری فارسی به انگلیسیadorn, arrange, array, bedeck, co-ordinate, coordinate, deck, decorate, dispose, dress, embellish, emblazon, fix, garnish, groom, invest, marshal, ornament, pol
مورسلغتنامه دهخدامورس . [ رِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از ایراس . (منتهی الارب ). || وارس . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ، ماده ٔ ورس ). و رجوع به ایراس و وارس شود. || درخت برگ آورنده .
ترکیبلغتنامه دهخداترکیب . [ ت َ ] (ع مص ) چیزی اندر چیزی اندر جای نشاندن . (تاج المصادر بیهقی ). چیزی در جایی نشاندن . (زوزنی ). چیزی اندر چیزی نشاندن . (ترجمان جرجانی ترتیب عادل
يُحَلَّوْنَفرهنگ واژگان قرآنآراسته مي شوند (مضارع مجهول از باب تفعيل است و مصدر آن تحليه است و تحليه به معناي خودآرايي است )