51 مدخل
خرده گیر
بهانهجو، بهانهگیر، خردهگیر، رخصهجو، عیبجو، معترض، منتقد، ناقد
fastidious, nit-picker, hypercritical, querulous, censorious
captious
صعب
censorious
censure, faultfinding, fussiness, nit-picking
انتقاد، بهانهگیری، عیبجویی، نقد
fuddy-duddy
ایرادگیر، ایرادی، بهانهجو، بهانهطلب، بهانهگیر، رخصهجو
ایرادگیر، بهانهتراش، بهانهطلب، بهانهگیر، رخصهجو
ایرادگیر، عیبجو، منتقد، نکتهگیر، نکتهسنج، ایرادی
ایرادگیر، خردهگیر، منتقد، نکتهگیر ≠ عیبپوش
ایرادگیر؛ اعتراضکننده.