ایرادلغتنامه دهخداایراد. (ع مص ) درآوردن . (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 24). || حاضر آوردن بر مورد. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). حاضر کردن . (مؤید الفضلاء). || چیزی ب
ايراددیکشنری عربی به فارسیپيش رفتن , رهسپار شدن , حرکت کردن , اقدام کردن , پرداختن به , ناشي شدن از , عايدات