ایدیلغتنامه دهخداایدی . [ اَ ] (حرف ربط) کلمه ٔ رابطه نیز باشد که بعربی ایضاً خوانند و ظاهراً در این معنی با لغت اندی تصحیف خوانی شده باشد. واﷲ اعلم . (برهان ) (آنندراج ) (از جه
عیدیلغتنامه دهخداعیدی . (ص نسبی ، اِ مرکب ) آنچه روزهای اعیاد به کسی دهند. (آنندراج ). عطا و بخشش و خلعت و هدیه ای که در روز عید به کسی دهند. (ناظم الاطباء). آنچه در عید قربان و
عیدیفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپول یا چیز دیگری که در روز عید، بهخصوص عید نوروز، به کس دیگر میدهند.
ایدی المتعاقبهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدستهای پیدرپی در معامله، کسی کالایی را بخرد و به دیگری بفروشد و او هم به کس دیگر بفروشد.
آیدینلغتنامه دهخداآیدین . (اِخ ) نام سلسله ای از امرای ولایت لیدیا. این سلسله را بایزید اول در 792 هَ .ق . برانداخت و مملکت آنان را ضمیمه ٔ ممالک عثمانی کرد.
آیدینلغتنامه دهخداآیدین . (اِخ ) نام شهری از ترکیه (لیدی ) بجنوب شرقی ازمیر، دارای 12 هزار تن سکنه و آب معدنی . محصول آن پنبه است .
آیدینلغتنامه دهخداآیدین . (اِخ ) نام سلسله ای از امرای ولایت لیدیا. این سلسله را بایزید اول در 792 هَ .ق . برانداخت و مملکت آنان را ضمیمه ٔ ممالک عثمانی کرد.
آیدینلغتنامه دهخداآیدین . (اِخ ) نام شهری از ترکیه (لیدی ) بجنوب شرقی ازمیر، دارای 12 هزار تن سکنه و آب معدنی . محصول آن پنبه است .