ایتانلغتنامه دهخداایتان . (ع مص ) نخست برآمدن پای مولود وقت زادن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). فرزند نگونسار زادن . (المصادر زوزنی ).
ایطانلغتنامه دهخداایطان . (ع مص ) (از «وطن ») اقامت نمودن بجایی و جای باش ساختن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). وطن گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ).
استانلغتنامه دهخدااستان . [اُ ] (اِخ ) سومین پسر داریوش دوم بقول پلوتارک . (کتاب اردشیر بند 1). رجوع به ایران باستان ص 991، 995، 1121، 1122، 1449 شود.
استانلغتنامه دهخدااستان . [ اَ ] (اِ) جای خواب و آرامگه را گویند که بمعنی آستانه باشد. (جهانگیری ). || (ص ) ستان . مؤلف آنندراج گوید: به پشت باز افتاده : ستیزه جویان بر آستان اج
استانبوللغتنامه دهخدااستانبول . [ اِ تام ْ ] (اِخ ) (خلیج ...) خلیج قسطنطنیه . نام قدیم آن «خریسون کراس » آلتون بوینوز و به فرانسه کرن در یعنی شاخ زرّین میباشد. خلیج تنگ و درازیست ک
استانبوللغتنامه دهخدااستانبول . [ اِ تام ْ ] (اِخ ) (قدیم ) قریه ٔ کوچکی در قضای ایواجک از سنجاق بیغا، در هشت هزارگزی جنوب شرقی و در ساحل بحر. خرابه های شهر باستانی آلکساندریاتروآس
مؤتنلغتنامه دهخدامؤتن . [ م ُءْ ت ِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از ایتان . (منتهی الارب ، ماده ٔ ات ن ). زن یا هر حیوان ماده ای که در زاییدن ، اول پای بچه ٔ آن برآید. (ناظم الاطباء). زن
ایلغتنامه دهخداای . [ اَی ْ ی ُ ] (ع اِ) اسم معرب و بعضی آنرا مبنی دانسته اند و برای استفهام آید در عاقل و غیر عاقل و به معنی کدام میباشد مانند: ایهم اخوک . و فبای حدیث بعده ی
استانلغتنامه دهخدااستان . [اُ ] (اِخ ) سومین پسر داریوش دوم بقول پلوتارک . (کتاب اردشیر بند 1). رجوع به ایران باستان ص 991، 995، 1121، 1122، 1449 شود.