ایارلغتنامه دهخداایار. [ اَ ](اِ) نام ماه سیم بهار است از ماه رومیان . (از آنندراج ) (هفت قلزم ). یکی از ماههای رومیان که آفتاب در ثور باشد. (غیاث ). جوزا. (بحر الجواهر) : جهان
عیارلغتنامه دهخداعیار. [ ع َی ْ یا ] (اِخ ) نام غلام رودکی بود که ظاهراً رودکی وی را خریده و از خریدن آن وامدار شده بود وابوالفضل بلعمی آن وام را پرداخته است . رجوع به احوال و ا
عیارفرهنگ مترادف و متضاد۱. تردست، تندرو، جلد، چابک، چالاک ۲. جوانمرد، شوالیه، فتا، فتی ۳. حرامی، دزد، راهزن، رهزن، سارق، شبرو، طرار، غارتگر، گردنهبند ۴. تبهکار، مفسد ۵. محیل، مکار
عیاردیکشنری فارسی به انگلیسیchivalrous, itinerant, errant, footloose, globe-trotter, karat, migratory, planetary, stroller, tramp, vagabond, vagrant, wandering
ایارگیرلغتنامه دهخداایارگیر. [ اَ ] (نف مرکب ) محاسب . (آنندراج ). آمارگیر. محاسب . (اشتینگاس ). رجوع به ایار و اوارجه و ایاره گیر شود.
ایاریلغتنامه دهخداایاری . [ اُ ی ْ یا ] (ع اِ) بزرگ نره . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
ایارجلغتنامه دهخداایارج . [ اَ رِ ] (ع اِ) دوایی است مرکب ، مسهل و منقی دماغ ، معرب ایاره . (آنندراج ) (غیاث ). اهل یونان ایارج داروی مسهل را گفته اند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) (بحر