اکهاءلغتنامه دهخدااکهاء. [ اَ ] (ع اِ) مردمان دانا و آگاه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة).
اکهاءلغتنامه دهخدااکهاء. [ اِ ] (ع مص ) به دم گرم کردن سرانگشتان سرمارسیده را. || بازایستادن از طعام . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
ارهاءلغتنامه دهخداارهاء. [ اِ ] (ع مص ) رسیدن بجای فراخ . || دوام کردن بر خوردن کلنگ [نوعی مرغ ]. (منتهی الارب ). || دایم گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی )(زوزنی ). || همیشه داشتن
ازهاءلغتنامه دهخداازهاء. [ اِ ] (ع مص ) ناز کردن . (منتهی الارب ). تکبر کردن . || دراز شدن ، چنانکه نخل . (منتهی الارب ). || صاحب غوره ٔ رنگین شدن خرما. (از منتهی الارب ). || ازه
اسهاءلغتنامه دهخدااسهاء. [ اِ ] (ع مص ) ساختن و بنا کردن سَهْوة را: اَسْهی ̍ اِسهاءً. (منتهی الارب ). رجوع به سهوة شود.
اشهاءلغتنامه دهخدااشهاء. [ اِ ] (ع مص ) خواسته و مرغوب کسی را دادن . || چشم زخم رسانیدن کسی را. (منتهی الارب ) (از المنجد) (از اقرب الموارد).
ارهاءلغتنامه دهخداارهاء. [ اِ ] (ع مص ) رسیدن بجای فراخ . || دوام کردن بر خوردن کلنگ [نوعی مرغ ]. (منتهی الارب ). || دایم گردانیدن . (تاج المصادر بیهقی )(زوزنی ). || همیشه داشتن
ازهاءلغتنامه دهخداازهاء. [ اِ ] (ع مص ) ناز کردن . (منتهی الارب ). تکبر کردن . || دراز شدن ، چنانکه نخل . (منتهی الارب ). || صاحب غوره ٔ رنگین شدن خرما. (از منتهی الارب ). || ازه
اسهاءلغتنامه دهخدااسهاء. [ اِ ] (ع مص ) ساختن و بنا کردن سَهْوة را: اَسْهی ̍ اِسهاءً. (منتهی الارب ). رجوع به سهوة شود.