اکلوزلغتنامه دهخدااکلوز. [ اِ ] (اِخ ) شهر کوچکی است در هلند از ولایات زلاند دارای سه هزار جمعیت . انگلیسی ها در نزدیکی این شهر در یک جنگ دریایی با فرانسویها آنجا را فتح کردند (ب
اشلوزرلغتنامه دهخدااشلوزر. [ اِ ل ُ زِ ] (اِخ ) (1737 - 1809 م .). یکی از مورخان معروف آلمان بود که اکثر عمر خود را در روسیه گذرانید و السنه ٔ اسلاوی را کاملاً آموخت و آثاری مربوط
اکلئزازلغتنامه دهخدااکلئزاز. [ اِ ل ِءْ ] (ع مص ) درترنجیده شدن و منقبض گردیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به اکلنداد شود. || استوار و متمک
اکوزلغتنامه دهخدااکوز. [ اُ ] (ترکی ، اِ) به ترکی گاو خصی . (آنندراج ). در لهجه ٔ ترکی آذربایجان گاو نر را گویند.
اکوزگنبدیلغتنامه دهخدااکوزگنبدی . [اُ گُم ْ ب َ ] (اِخ ) دهی از بخش سراسکند شهرستان تبریز. سکنه ٔ آن 269 تن و آب آن از چشمه و محصول عمده ٔ آنجا غلات و حبوب . (از فرهنگ جغرافیایی ایرا
ادواردلغتنامه دهخداادوارد. [ اِ ] (اِخ ) اول ، پادشاه انگلستان (1272 - 1307م .). وی گالواها رامغلوب کرد، با اسکاتلندیان جنگ سخت داد و چون به آزادی پارلمانی احترام میگذاشت ، بدو لق