اکسدلغتنامه دهخدااکسد. [ اَ س َ] (ع ص ) بازار ناروان . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بازار ناروا. (یادداشت مؤلف ).
بازارلغتنامه دهخدابازار. (اِ) در پهلوی واچار (در هوجستان واچار = سوق الاهواز. رجوع شود به خوزستان ) در پارسی باستان آباکاری مرکب از: آبا در سانسکریت سبها . بمعنی محل اجتماع و جزو
قسطلغتنامه دهخداقسط. [ ق ُ] (ع اِ) کسد. کست . کسط، و آن دارویی است . (منتهی الارب ). عود هندی و عربی که بدان علاج کنند، مُدِرّ و نافع کبد است . (از اقرب الموارد) (منتهی الارب )