اکرانواژهنامه آزادبه نمایش درآوردن؛ به نمایش گذاشتن. اِکران واژهای فرانسوی است به معنای پرده سینما که در فارسی هم بکار میرود. در فارسی واژه اکران معنی «به نمایش درآوردن» نیز گر
اکرانیلغتنامه دهخدااکرانی . [ اَ ] (اِ) هر چیز بی ثبات و ناپایدار مانند ابر و باد و برف . (ناظم الاطباء).
اکرانیلغتنامه دهخدااکرانی . [ اَ ] (اِ) هر چیز بی ثبات و ناپایدار مانند ابر و باد و برف . (ناظم الاطباء).
بهصحنه آوردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ] بهصحنه آوردن، روی اکران آوردن، افتتاحکردن اجرا کردن، نمایش اجرا کردن روی اکران آمدن، اکران شدن
نمایشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه تئاتر، نمایشنامه، پیس، سناریو، فیلمنامه اکران، بهصحنه آوردن، اجرا سوژه، ژانر تراژدی، غمنامه، کمدی، نمایش اخلاقی، ملود
دکورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه میزانسن، صحنهآرایی، دکوراسیون، نورپردازی صحنه، اکران، سن پشت صحنه پرده، اثاثیه صحنه، دکور جای سوفلور گریم، لباس نورپر