اکراملغتنامه دهخدااکرام . [ اِ ] (ع مص ) گرامی کردن . (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ) (مؤید الفضلاء) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). گرامی کردن و بزرگ داش
اکرامفرهنگ انتشارات معین( اِ ) [ ع . ] 1 - (مص م .) بزرگ داشتن ، احترام کردن . 2 - نیکی کردن . 3 - (اِمص .) بزرگداشت ، حرمت . 4 - احسان ، نیکی . ج . اکرامات .
اکرام کردنلغتنامه دهخدااکرام کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گرامی داشتن . گرامی شمردن . احترام کردن : بندگان در خدمت او چون خداوندان شدنداز بس اکرام و خداوندی که با ایشان کند. امیرمع
الاکرام بالاتماملغتنامه دهخداالاکرام بالاتمام . [ اَ اِ م ُ بِل ْ اِ ] (ع جمله ٔ اسمیه ) نیکوئی کردن بکامل کردن آنست . این جمله را هنگامی گویندکه کسی نیکی از دیگری دیده و انتظار بیشتری دارد
اکرام کردنلغتنامه دهخدااکرام کردن . [ اِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) گرامی داشتن . گرامی شمردن . احترام کردن : بندگان در خدمت او چون خداوندان شدنداز بس اکرام و خداوندی که با ایشان کند. امیرمع
مُّکَرَّمَةٍفرهنگ واژگان قرآنبسیار اکرام شده - بسیار گرامی و ارجمند ( در اينجا استفاده از باب تفعيل براي نشان دادن كثرت است)