۱. کفایت کردن.
۲. بس دانستن.
۳. (ادبی) در بدیع، آن است که شاعر یک کلمه یا جمله را از آخر شعر حذف کند به طوری که به قرینۀ معنوی و دلالت کلمات پیشین، معنی کلام استنباط شود، چنانکه در این شعر: ای بر دل هرکس ز تو آزار دگر / بر خاطر هر کسی ز تو بار دگر ـ رفتی به سفر عظیم نیکو کردی / آن روز مبادا که تو یکبار دگر (عبید زاکانی). مراد شاعر آن است که مبادا یکبار دیگر از سفر برگردی.
بسندگی، چیره گردی، سرنگونی، بسنده
بس، بسندگی، بسنده، کفاف، کفایت