اژی دهاکواژهنامه آزاد(پهلوی) اژدهای بزرگ افسانه ای؛ نام دیگری برای ضحاک. نام وی در اوستا به صورت آژی داهاکا آمده است. آژی به معنای مار، و داهاک همان اژدهاک است.
آژی ده آکلغتنامه دهخداآژی ده آک . [ دَه ْ] (اِخ ) (از: آژی ، مار + ده ، عشره + آک ، ظ. به معنی اسب ) آزی ده آک . ضحاک . و رجوع به آک و بیوراسب شود.
اژیلغتنامه دهخدااژی . [ اَ ] (اِخ ) (در سانسکریت : اَهی )نام یکی از اهریمنان نزد آریائیان و آن بمعنی مار یا اژدهاست . وی در کوه مسکن داشته و دیوان را بیاری خود میطلبد. در حقیقت
اژی دیولغتنامه دهخدااژی دیو. [ اِ دی ُ ] (اِخ ) آنتونی نی . یا ژیل دوویترب . (1480 - 1532 م .). کاردینال ایتالیائی و شاعر لاتینی .
اژی دیوسلغتنامه دهخدااژی دیوس . [ اِ ] (اِخ ) سردار گلی و رومی ، معاون ائتیوس و بزمان امپراطور ماژُریَن رئیس میلیس های گل و او پدر سیاگریوس است . (وفات 464 م .).
اژی ژسلغتنامه دهخدااژی ژس . [ اُ ژِ ] (اِخ ) یا اژی گس . پادشاه قدیم تِب که در زمان وی طوفانی بود و بِئُوسی و قسمتی از آتیک را در دریا فروبرد.
اژی ژیلغتنامه دهخدااژی ژی . [ اُ ] (اِخ ) جزیره ٔ اساطیری که آنرا با جزیره ٔ کالیپسو تطبیق میکنند و نام آن توسط اومیروس (همر) شاعر شهرت یافته است .
ایش توویگولغتنامه دهخداایش توویگو. (اِخ ) آژی دهاک ، در بابلی «ایش توویگو» ، ایخ توویگو. یونانی «آستیاجس » . فرانسه «آستیاژ». مادی و در پارسی باستان «آرشتی وایگا» (نیزه انداز). آخرین
اژیلغتنامه دهخدااژی . [ اَ ] (اِخ ) (در سانسکریت : اَهی )نام یکی از اهریمنان نزد آریائیان و آن بمعنی مار یا اژدهاست . وی در کوه مسکن داشته و دیوان را بیاری خود میطلبد. در حقیقت
ازدهاکلغتنامه دهخداازدهاک . [ اَ زِ دَ ] (اِخ ) ازی دهاک . اژی دهاک . ضحاک . اژدها. اژدرها. رجوع به آک و بیوراسپ شود.
ازهراکلغتنامه دهخداازهراک . [ اَ هََ ] (اِخ ) نام اصلی ضحاک ماران است . (برهان ). و آن محرف ازدهاک و اژی دهاک است .
ضحاکلغتنامه دهخداضحاک . [ ض َح ْ حا ] (اِخ ) بیوراسب . بیوراسف . اژی دهاک . اژدهاک . اژدها. (فردوسی ). اژدهافش . اژدهادوش . (فردوسی )... ماردوش . پادشاه داستانی که پس از جمشید ب