اچمیواژهنامه آزاداَچُمی از گویش های به جامانده از زبان فارسی پهلوی، مربوط به دورۀ ساسانیان و پیش از آن، و یکی از هفت ریشۀ اصلی زبان فارسی کنونی است. بیشتر ساکنان جنوبی استان فار
اچمیاجینلغتنامه دهخدااچمیاجین . [ اِ ] (اِخ ) مناستر بزرگی است در قفقاز روسیه به 25 کیلومتری جانب غرب ایروان و 15 کیلومتری شمال ساحل ارس و آن مقرّ بطریق بزرگ ارمنیان است و این مناست
لچواژهنامه آزاد(اچمی یا لاری) مارمولک. لُچ:(loch) در گویش گنابادی یعنی مکیدن چیزی. || لَچ:(lach) در گویش گنابادی یعنی تر شدن ، خیس || لُچَّ:(lochcha) در گویش گنابادی یعنی برعک
اچمیاجینلغتنامه دهخدااچمیاجین . [ اِ ] (اِخ ) مناستر بزرگی است در قفقاز روسیه به 25 کیلومتری جانب غرب ایروان و 15 کیلومتری شمال ساحل ارس و آن مقرّ بطریق بزرگ ارمنیان است و این مناست
ارمنیلغتنامه دهخداارمنی . [ اَ م َ ] (ص نسبی ، اِ) منسوب بارمن . ارمینی . ارمنستانی . ارمن . مردی از ارمنستان . ج ، ارامنه : گفتم که ارمنی است مگر خواجه بوالعمیدکو نان گندمین نخو