اسکلواژهنامه آزاددر زبان عوام به فرد احمق یا برای سرزنش کسی گفته می شود که کار احمقانه ای انجام دهد. مدت زیادی نیست که این کلمه وارد فرهنگ شفاهی ایرانیان شده است و ریشه و منبع آ
اسکلواژهنامه آزاددر زبان عوام به فرد احمق یا برای سرزنش کسی گفته می شود که کار احمقانه ای انجام دهد. مدت زیادی نیست که این کلمه وارد فرهنگ شفاهی ایرانیان شده است و ریشه و منبع آ
ده پابیدلغتنامه دهخداده پابید. [ دِه ْ ] (اِخ ) دهی است از دهستان اسکل آباد بخش خاش شهرستان زاهدان . واقع در 53هزارگزی شمال باختری خاش . سکنه ٔ آن 250 تن می باشد. آب آن از قنات تأم
گلنگورلغتنامه دهخداگلنگور. [ گ ُ ل َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای نه گانه ٔ بخش خاش شهرستان زاهدان . این دهستان در شمال باختری خاش واقع و حدود آن به شرح زیر است : از طرف شمال به
زاهدانلغتنامه دهخدازاهدان . [ هَِ ] (اِخ ) نام جدید دزداب است که قصبه ای است در بلوچستانات ایران . (فرهنگ نظام ). از شهرستانهای استان هشتم کشور ایران و خلاصه ٔ مشخصات آن بشرح زیر