آلالانلغتنامه دهخداآلالان . (اِخ ) نام مرکز خُرّه ٔ اسالم در طوالش گیلان . || نام رودی میان گرگان رود و شفارود طالش .
آلالانواژهنامه آزادآل =بخر و آلان =خریدار - که چون بندر بوده و مرکز بازار به آن محل خرید و فروش نامیده اند . ضمنا آل به معنی جن و لون به معنی لانه که معنی تحت اللفظی آن لانه جن مع
الاَّن طاب لی الموتلغتنامه دهخداالاَّن طاب لی الموت .[ اَل ْ ن َ ب َ لیَل ْ م َ ] (ع جمله ٔ فعلیه ) اکنون مرگ مرا گواراست . این جمله هنگامی گفته شود که کسی را از غایت سختی و ناگواری زندگی ، مر
الاَّنلغتنامه دهخداالاَّن . [ اَل ْ آ ] (ع ق ) اکنون . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). آنفاً. (مهذب الاسماء) (ربنجنی ). کنون . اینک . آنفاً. رجوع به آن شود.
الانلغتنامه دهخداالان . [ اَ ] (اِخ ) مشرق و جنوب وی سریر است و مغرب وی روم است و شمال وی دریای کرز و بخاک خزرانست و این ناحیتی است اندر شکستگیها و کوهها و جائی بانعمت و ملکشان
آلالانلغتنامه دهخداآلالان . (اِخ ) نام مرکز خُرّه ٔ اسالم در طوالش گیلان . || نام رودی میان گرگان رود و شفارود طالش .
فَرْشاًفرهنگ واژگان قرآنخردسالان چهارپايان ( در عبارت "مِنَ ﭐلْأَنْعَامِ حَمُولَةً وَفَرْشاً کُلُواْ "وجه اين تسميه يا اين است که از کوچکي مانند فرش زمينند ، و يا اين است که مانند فرش
ﭐسْتَکْثَرْتُمفرهنگ واژگان قرآناز حد گذرانديد (عبارت "يَا مَعْشَرَ ﭐلْجِنِّ قَدِ ﭐسْتَکْثَرْتُم مِّنَ ﭐلْإِنسِ "يعني :اي گروه جن شما ولايت بر انسانها و گمراه نمودن آنان را از حد گذرانديد(با و
يَفْجُرَفرهنگ واژگان قرآنکه باز کند - که بشکافد (عبارت "بَلْ يُرِيدُ ﭐلْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ أَمَامَهُ" يعني : "[نه اينكه به گمان او قيامتى در كار نباشد] بلكه انسان مىخواهد [با دست و پا
ابوالمنذرلغتنامه دهخداابوالمنذر. [ اَ بُل ْ م ُ ذِ ] (اِخ ) سیدالقرّاء خزرجی ّالأنصاری . رجوع به سیدالقراء خزرجی انصاری شود.