اویشکلغتنامه دهخدااویشک . [ اِ ] (اِخ ) دهی است ازدهستان شاخنات بخش درمیان شهرستان بیرجند دارای 306تن سکنه . رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 شود.
اویشکفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهگیاهی پوشیده از کرک، با برگهای بیضوی و گلهای کوچک سفید و میوهای قهوهایرنگ به اندازۀ فندق که در طب قدیم به عنوان تببُر و دافع کِرم به کار میرفته؛ پنیربند.
ایشکلغتنامه دهخداایشک . [ ش َ ] (ترکی ، اِ) خر. الاغ . اِشک :نزد خر خرمهره و گوهر یکیست آن ایشک رادَر دُر و دریا شکیست . مولوی (مثنوی چ خاور ص 367).زر نابش فتد بکف ایشک بخرد توب
مزداب بالالغتنامه دهخدامزداب بالا. [ م َ ] (اِخ ) دهی از دهستان القورات بخش مرکزی شهرستان بیرجنددر 74هزارگزی شمال بیرجند، و در دامنه واقع و دارای 740 تن سکنه است . آبش از قنات ، محصول