کینگستون اوپن هوللغتنامه دهخداکینگستون اوپن هول . [ تُن ْ پ ُ ] (اِخ ) کینگستن اپان هال . شهری است در یورکشایر انگلستان و بر کنار همبر که 303000 تن سکنه دارد. در این شهر یک کلیسای قدیمی متعل
کینگستون اوپن هوللغتنامه دهخداکینگستون اوپن هول . [ تُن ْ پ ُ ] (اِخ ) کینگستن اپان هال . شهری است در یورکشایر انگلستان و بر کنار همبر که 303000 تن سکنه دارد. در این شهر یک کلیسای قدیمی متعل
کبودانلغتنامه دهخداکبودان . [ک َ ] (اِخ ) (دریای ...) دریای ارمینیه است . درازی اوپنجاه فرسنگ است اندر پهنای سی فرسنگ . اندر میان این دریا دهی است کبودان گویند و این دریا را بدان
طوعةلغتنامه دهخداطوعة. [ طَ ع َ ] (اِخ ) نام زنی که مسلم بن عقیل بخانه ٔ اوپناه برد. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 44 شود.
اسحاقلغتنامه دهخدااسحاق . [ اِ] (اِخ ) ابن احمدبن علی بن ابراهیم بن قولویه مکنی به ابویعقوب التاجر. وی از رازیین سماع دارد و وفات اوپنجم ربیعالاول سنه ٔ 368 هَ . ق . است . ابونعی