دادلغتنامه دهخداداد. (اِ) عدل . (برهان ). مَعدِلَه . (منتهی الارب ). بذل . (برهان ). قسط. نصفت . مقابل ستم . ظلم و جور. عدالت . (برهان ). نَصف . نِصف . نَصَف . (منتهی الارب ) :
هئوروتاتلغتنامه دهخداهئوروتات . [ هََ ئور وَ ] (اِخ ) (اوستائی ) در فارسی امروزین ، خرداد که نام سومین ماه از سال شمسی است . در اوستا یکی از امشاسپندان و غالباً با امشاسپند امرداد ی
تاتلغتنامه دهخداتات . (پسوند) مزید مؤخر (پساوند) است و جداگانه معنی ندارد. و در فارسی امروز متداول نیست این مزید مؤخر، آخر بعضی از کلمات بصورت «داد» آید:... داد در جزء دوم خر