اوهنلغتنامه دهخدااوهن . [ اَ هََ ] (ع ن تف ) سست تر. (مهذب الاسماء).- اوهن البیوت ؛ سست ترین خانه ها. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : ان اوهن البیوت لبیت العنکبوت . (قرآن 41/29).
بیت العنکبوتلغتنامه دهخدابیت العنکبوت . [ ب َ تُل ْ ع َ ک َ ] (ع اِ مرکب ) نسیج الرطیلا. (اقرب الموارد). خانه ٔ عنکبوت که از تارهای بسیار تنک و باریک و ناپایدار بافته شده است : و اِن او
نسج عنکبوتلغتنامه دهخدانسج عنکبوت . [ ن َ ج ِ ع َ ک َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بیت عنکبوت . خانه ٔ عنکبوت . پرده ٔ عنکبوت . کارتنک . کاره . (یادداشت مؤلف ). تاری که عنکبوت تند : با
کابللغتنامه دهخداکابل . [ ب ُ ] (اِخ ) شهر مهم و پایتخت افغانستان در 43درجه و 30 دقیقه عرض شمالی و 69 درجه و 13 دقیقه ٔ طول شرقی ، در 1762 گزی فوق سطح دریا واقع در نجدی حاصلخیز
دلفروزلغتنامه دهخدادلفروز. [ دِ ف ُ ] (نف مرکب ) دل فروزنده . دل افروز. نشاطانگیز و فرحت خیز. (آنندراج ). روشن کننده ٔ دل . مایه ٔ انشراح صدر. روشن کننده ٔ قلب . مفرح القلب . دل ش