uniformدیکشنری انگلیسی به فارسیلباس فرم، اونیفورم، یک نواخت کردن، یکسان، یک شکل، متحد الشکل، یک نواخت، یک دست، یک ریخت
اونیفرملغتنامه دهخدااونیفرم . [ ف ُ ] (فرانسوی ، اِ) لباسی که همه به یکسان پوشند. متحدالشکل . (فرهنگ فارسی معین ).