اونیلغتنامه دهخدااونی . [ اُ ] (اِ) دانه ایست مانند جو سیاه . (ناظم الاطباء). غله ای است مانند جو. (آنندراج ).
عونیلغتنامه دهخداعونی . [ ع َ ] (ص نسبی ) منسوب است به عون ، و آن لقب شاعری بود رافضی که سب صحابه میکرد، و گویند به امر عمربن عبدالعزیز وی را زدند تا درگذشت . (از اللباب فی تهذی
عونیلغتنامه دهخداعونی .[ ع َ ] (اِخ ) نام او محمدعلی است و از کردان ساکن قاهره بود و بر زبان کردی تسلط داشت . در بخش ترجمه ٔ قصر عابدین به کار مشغول بود و بسال 1371 هَ . ق . درگ
عونیلغتنامه دهخداعونی . [ ع َ ] (اِخ ) نام او محمدبن عبداﷲ عونی است و از مشهورترین سرایندگان اشعار عامیانه در نجد بود. وی در بریدة، در قصیم متولد شد و بسال 1342 هَ . ق . درگذشت