اولیهدیکشنری فارسی به انگلیسیAbecedarian, common, early, elemental, elementary, embryonic, initial, initiative, initiatory, Neanderthal, original, pirmary, preliminary, primal, prime, prime
اولیةلغتنامه دهخدااولیة. [ اَوْ وَ لی ی َ ] (ع ص نسبی ) مؤنث اَوّلی ّ. (منتهی الارب ). رجوع به اولی شود.
اولیةلغتنامه دهخدااولیة. [ اَ ل ِ ی َ ] (ع اِ) ج ِ ولی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بارانهای دوم بهاری . باران تندو رگبار پی درپی . (ناظم الاطباء). رجوع به ولی شود.
initialدیکشنری انگلیسی به فارسیاولیه، اولین قسمت، در اغاز قرار دادن، پاراف کردن، اغاز کردن، نخستین، ابتدایی، اول، اولین، بدوی، اغازی، واقع در اغاز، اصلی
اولیةلغتنامه دهخدااولیة. [ اَوْ وَ لی ی َ ] (ع ص نسبی ) مؤنث اَوّلی ّ. (منتهی الارب ). رجوع به اولی شود.
اولیةلغتنامه دهخدااولیة. [ اَ ل ِ ی َ ] (ع اِ) ج ِ ولی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بارانهای دوم بهاری . باران تندو رگبار پی درپی . (ناظم الاطباء). رجوع به ولی شود.