اولجایتولغتنامه دهخدااولجایتو. [ اُ ] (اِخ ) دومین از سلسله ٔ یوئن در چین از 693 تا 706 هَ . ق . (یادداشت مؤلف ).
اولجایتولغتنامه دهخدااولجایتو. [ اُ ] (اِخ ) معروف به سلطان محمد خدابنده ابن ارغون خان ، متوفی 716 هَ . ق . پادشاه هشتم از هولاکوئیان از سلسله ٔ ایلخانیان که دین تشیع را قبول کرد و
اروک خاتونلغتنامه دهخدااروک خاتون . [ ] (اِخ ) مادر اولجایتو سلطان محمد خدابنده .(از سعدی تا جامی تألیف برون ترجمه ٔ حکمت ص 49).
حاجی خاتونلغتنامه دهخداحاجی خاتون . (اِخ ) چهارمین زن اولجایتو سلطان خواهر امیرعلی و مادر ابوسعید. او در کارهای سلطنت مداخله میکردو آنگاه که سلطنت ارپاگاون هنوز قوامی نگرفته بود، یعنی
دولندیلغتنامه دهخدادولندی . [ ل ُ ] (اِخ ) دختر اولجایتو و زن امیر چوپان که جلاوخان پسر پنجم امیر چوپان ازوست و همو خواهر ابوسعید بهادر خان می باشد که پس از مرگ اوابوسعید خواهر دی
ابوسعیدلغتنامه دهخداابوسعید. [ اَ س َ ] (اِخ ) ابن اولجایتو خدابنده ملقب به علاءالدین . آخرین ایلخانان ایران و نهمین پادشاه مغول . مولد او شب چهارشنبه ٔ هشتم ذی القعده ٔ سال 704 هَ