اولتیماتوملغتنامه دهخدااولتیماتوم . [ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) اتمام حجت . کلام آخر. شرایط حتمی و قطعی تغییرناپذیر. در حقوق بین المللی شرایط قطعی و نهایی که دولتی برای قبول یا رد فوری بدو
اولتیماتومفرهنگ انتشارات معین( اُ تُ) [ فر. ] (اِ.) آخرین شرطی که از طرف یک دولت (به طور تهدیدآمیز) به دولت دیگر ابلاغ شود، و در صورت عدم قبول طرف مقابل ، قطع رابطة دو دولت و یا جنگ آغاز
اولتیماتومفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. آخرین شرط؛ اتمام حجت.۲. (حقوق) آخرین پیشنهاد قطعی که دولتی به دولت دیگر میدهد و قبول نکردن آن موجب قطع روابط دو دولت یا وقوع جنگ میشود.
جوابگولغتنامه دهخداجوابگو. [ ج َ ] (نف مرکب ) جوابگوی . جواب گوینده . آنکه جواب دهد. پاسخ دهنده . || آنکه یا آنچه مقابله ٔ با امری کند: جواب گوی این اولتیماتوم ، توپ است . (از فره
دورهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان وره، مدت، موقع، وقت، عهد، زمانه▼ بلندمدت، کوتاهمدت موقع روز، صبح، عصر وقت سال، فصل، موسم، بهار، تابستان، پاییز، زمستان مدت قرارداد، دورۀ قراردادی،