اولاد قبادلغتنامه دهخدااولاد قباد. [ اُ ق ُ ] (اِخ ) دهی ازدهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد است با 180 تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل زراعت و گله داری و صنایع د
وناب اولادقبادلغتنامه دهخداوناب اولادقباد. [ وِاُو ق ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ای تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد، واقع در 12 هزارگزی خاور راه شوسه ٔ خرم آباد به کرمانشاه . موقع جغراف
اولادلغتنامه دهخدااولاد. (اِخ ) بروزن پولاد بقول شاهنامه نام پسر گاندی [ غندی ] پهلوان تورانی فرماندار قطعه ای از مازندران (به حدس یوستی آلمانی از کلمه ٔ وردات به معنی پیش بردن ی
کرگانلغتنامه دهخداکرگان . [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ایی تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد. کوهستانی و سردسیر است و 240 تن سکنه دارد. ساکنین آن از طایفه ٔ اولاد قباد هستند.
ایتیوندلغتنامه دهخداایتیوند. [ تی وَ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش دلفان شهرستان خرم آباد. آب آن از رودخانه های بادآور و کیزه رود، قنوات و چشمه های مختلف دیگر تأمین میشود. مرت
گرمه خانیلغتنامه دهخداگرمه خانی . [ گ َ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ای تیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد، واقع در 30 هزارگزی باختر اتومبیل رو خرم آباد به کرمانشاه . هوای آن سرد، دا
کاکاوندلغتنامه دهخداکاکاوند. [ وَ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش دلفان شهرستان خرم آباد. این دهستان در شمال باختری بخش دلفان واقع و محدود است از شمال به کوه گردن و بخش کرمانشاه
شهریارلغتنامه دهخداشهریار. [ ش َ ] (اِخ ) ابن دارا. آخر طبقه ٔ اولاد باوندبن شاپوربن کیووس بن قباد است و حکومت این سلسله از سال 345 تا 397 هَ . ق .بوده است . (از حبیب السیر چ خیام