اوقبلغتنامه دهخدااوقب . [ اَ ق َ ] (ع ن تف ) سخت درشونده : ذکر اوقب ؛ نره ٔ بسیار درآینده در شرم . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از آنندراج ).
بقیعلغتنامه دهخدابقیع. [ ب َ ] (اِخ ) نام قبرستان مقدس مدینه ٔ منوره . (فرهنگ نظام ). مقبره ٔ مدینه که بقیع خوانند در شرقی شهر است و در اوقبور ابراهیم بن رسول (ص ) و بنات مصطفی