اُوقاتگویش گنابادی در گویش گنابادی به معنی اعصاب ، حال خوش و آرامش اوقات سعد و خوشگزرانی میباشد ، زمان ها ، وقت
اوقاتلغتنامه دهخدااوقات . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ وقت . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (دهار) (ناظم الاطباء). ازمنه و فصول و ساعات و هنگام . (ناظم الاطباء) : چو دی رفت فرد
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) (سیدی ...) نظام الدین (امیر...). مؤلف حبیب السیر آرد (ج 2 ص 393): امیر نظام الدین سیدی احمد و سید میرک ، دو جوان پسندیده خصال حمیده فعا
کاشانیلغتنامه دهخداکاشانی . (اِخ ) ملا حبیب اﷲبن علی مددبن رمضان کاشانی از علمای امامیه ٔ قرن حاضر (قرن چهاردهم هجرت ) است . عابد و زاهد و متقی و عرفان مسلک و صاحب اخلاق حمیده بود
حاجی سیف الدینلغتنامه دهخداحاجی سیف الدین . [ س َ فُدْ دی ] (اِخ ) (امیر...) یکی از امراء زمان امیر تیمور. وفات 804 هَ . ق . به نیشابور. صاحب حبیب السیر گوید: «امیر تیمور گورکان بعد از آن
طیارنوشلغتنامه دهخداطیارنوش . [ طَ ] (اِخ ) صاحب حبیب السیر آرد: در سال چهارم از سلطنت وسطانس ملوک فرس انطاکیه را فتح کردند. و او عزم رزم فارسیان نمود. و در آن ایام بیمار شده بعد ا
فصیح الدینلغتنامه دهخدافصیح الدین . [ ف َ حُد دی ] (اِخ ) نظامی هروی ، متولد هرات و متوفی بسال 919 هَ . ق . (دانشوران خراسان ص 265). او راست : تعلیقه بر شرح قاضی زاده بر اشکال التأسی