اوشینلغتنامه دهخدااوشین . [ اَ ] (اِ) مرزنجوش صحرایی . || آلتی از چوب و مانند پنجه و دسته دار به بزرگی پارو که خرمن کوبیده را بدان باددهند و کاه را از دان سوا نمایند. (ناظم الاطب
منسفلغتنامه دهخدامنسف . [ م ِ س َ ] (ع اِ) سکو که بدان گندم و جز آن بر باد دهند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). سکو و اوشین که بدان گندم و جز آن بر باد دهند. (ناظم
انگشتهلغتنامه دهخداانگشته . [ اَ گ ُ ت َ / ت ِ ] (اِ) انگشته و مذری و پنج انگشت ، افزاری که برزگران دانه و کاه را بدان بباد بر دهند تا از هم جدا شود. (لغت فرس اسدی چ دبیرسیاقی ص 7
مذراةلغتنامه دهخدامذراة. [م ِ ] (ع اِ) افشون . (مهذب الاسماء). افزاری چوبین دندانه دار که بدان غله ٔ کوبیده بر باد دهند. (از ناظم الاطباء). چوبی که یک طرف شبیه پنجه ٔ دست است و ب
بواشهلغتنامه دهخدابواشه . [ ب َ ش َ / ش ِ ] (اِ) چارشاخ دهقان را گویند. و آن چوبی چند باشد به اندام کف دست . و دسته نیز دارد که دهقانان بدان غله ٔ کوفته را بر باد دهند تا از کاه