اوزینلغتنامه دهخدااوزین . [ اَ ] (اِ) اوجین . اوژین . حلقه ای که بر سر تک بند آدمی و تنگ اسب میدوزند. (منتهی الارب ).
اوزینهلغتنامه دهخدااوزینه . [ ن َ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان گرگان با 580 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ خاصه رود وقنات تأمین میشود. محصول آن برنج ، غلات ،
اوزینهلغتنامه دهخدااوزینه . [ ن َ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان گرگان با 580 تن سکنه . آب آن از رودخانه ٔ خاصه رود وقنات تأمین میشود. محصول آن برنج ، غلات ،
دبیللغتنامه دهخدادبیل . [ دَ ] (اِخ ) موضعی است به سند. (منتهی الارب ). شهریست از سند بر کران دریای اعظم است و جایگاه بازرگانان و از آلتهای هندوستان و دریا اندر وی بسیار افتد. (
مالوالغتنامه دهخدامالوا. [ ل َ ] (اِخ ) از ممالک ناحیه ٔ وسطای رود سند است که در تصرف ساسانیان بوده است . (ایران در زمان ساسانیان ص 158). بنقل بیرونی در التفهیم به عقیده ٔ هندوان