اوزانلغتنامه دهخدااوزان . [ اَ ] (ع اِ) ج ِوزن . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).- اوزان و مقیاسها ؛ اندازه گیری بدوی طول و ظرفیت و وزن احتمالاً از ادوار ماقبل تاریخ
اوزانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = وزن۲. (موسیقی) [قدیمی] نوعی ساز زهی که بر روی کاسۀ بزرگ آن پوست کشیده میشد.
عوذانلغتنامه دهخداعوذان . (ع ص ، اِ) ج ِ عائذ. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). رجوع به عائذ شود.
اوزاناملغتنامه دهخدااوزانام . [ اُ ] (اِخ ) آنتوان فردریک . (1813 - 1853م . ] محقق کاتولیک فرانسوی و از رهبران افکار اجتماعی کاتولیکی قرن 19 م . فلسفه و حقوق تحصیل کرد. در پاریس با
اوزاناملغتنامه دهخدااوزانام . [ اُ ] (اِخ ) آنتوان فردریک . (1813 - 1853م . ] محقق کاتولیک فرانسوی و از رهبران افکار اجتماعی کاتولیکی قرن 19 م . فلسفه و حقوق تحصیل کرد. در پاریس با
مترولوژیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود علم اوزان و مقادیر، ابعاد، طول، عرض، ارتفاع، بلندی، عمق، اندازه سیستم متریک، متر، گرم، اهم، وات، ژول، نیوتن، توان، ماکسول واحد حجم،
فهلویاتفرهنگ انتشارات معین(فَ لَ یّ) (اِ.) اشعار و ترانه هایی با اوزان عروضی یا هجایی که به زبان ها یا لهجه های محلی و روستایی سروده شده .