1119 مدخل
اوتراق . [ ت ُ ] (ترکی ، اِ) اقامت . || محل اقامت . رجوع به اتراق شود.
اوطراق . (ترکی ، اِ) توقف و اقامت . سکونت . || قلعه و حصار. (از ناظم الاطباء).
۱. از یکدیگر جدا شدن؛ جدایی.۲. پراکنده شدن.
رسوخ , رخنه کردن , شکستن , نقض کردن , ناديده گرفتن
شکست محاصره , شکست حصر , شکستن حلقه محاصره
laager, pitch, roost
combustion, ignition
اوراق قرضه خزانه داری
اتراق کردن
اوراق قرضه، دارای صاحب سهام قرضه، دارنده وثیقه یا کفالت، ضمانت دار
اوراق قرضه، حواله یا برات کتبی غیر مشروط
اوراق قرضه شرکتی