اوباشیلغتنامه دهخدااوباشی . [ اَ ] (حامص ) بی قیدی و آوارگی و مشغول بودن بلهو و لعب و مانند آن . (آنندراج ). الواطی . هرزگی . بدکاری . فسق و فجور. شهوت رانی . نفس پرستی و اشتغال ب
اوباریدنلغتنامه دهخدااوباریدن . [ اَ دَ ] (مص ) بحلق فروبردن . (غیاث اللغات ) (از آنندراج ). ناجاویده فروبردن . (برهان ) (ناظم الاطباء). بلع. (برهان ). بلع کردن و فرو بردن . (از انج
اوباشانهلغتنامه دهخدااوباشانه . [ اَ ن َ / ن ِ ] (ص نسبی ، ق مرکب ) مانند اوباش و بطور اوباشی و جلفی و الواطی . (ناظم الاطباء). رجوع به اوباش شود.