اهلی کردنلغتنامه دهخدااهلی کردن . [ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) رام ساختن . خانگی کردن . رجوع به اهلی شود.
اهلیلغتنامه دهخدااهلی . [ اَ ] (اِخ ) از شعرای شیراز است . مؤلف آتشکده آرد: مولانا اهلی سرآمد فضلای زمان و سردفتر فصحای سخندانان و در فنون شعر در کمال مهارت است . قصاید مصنوع د