اهراطلغتنامه دهخدااهراط. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ هِرط. شتر ماده ٔ کلان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به هرط شود.
اهراتلغتنامه دهخدااهرات . [ اَ هََ ](ع اِ) ج ِ اَهرَة. به معنی حال نیکو و هیئت و متاع خانه . (آنندراج ) (ناظم الاطباء). رجوع به اهرة شود.
افراط آمیزدیکشنری فارسی به انگلیسیextravagant, extreme, hard-line, high, immoderate, lavishly, steep, unconscionable, vaulting
هرطلغتنامه دهخداهرط. [ هَِ ] (ع ص ) شتر ماده ٔ کلانسال . ج ، اهراط، هروط. (منتهی الارب ). ج ، هراط. (اقرب الموارد). || مرد مالدار. (منتهی الارب ). || میش کلانسال لاغر. (منتهی ا