اهتذاذلغتنامه دهخدااهتذاذ. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سبک بریدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بریدن . (المصادر زوزنی ). بشتاب بریدن یا همه چیزی را بریدن . (از اقرب الموارد). بریدن بزودی .
اهتشاللغتنامه دهخدااهتشال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سوار شدن بر ستور بی دستوری مالکش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
اهتشاملغتنامه دهخدااهتشام . [ اِ ت ِ ] (ع مص )بجمله ٔ کف دست دوشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). به همه ٔ کف دست دوشیدن . (ناظم الاطباء). || همه ٔ شیر پستان دوشیدن . (منتهی الارب
اهتذاذلغتنامه دهخدااهتذاذ. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سبک بریدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). بریدن . (المصادر زوزنی ). بشتاب بریدن یا همه چیزی را بریدن . (از اقرب الموارد). بریدن بزودی .
اهتشاللغتنامه دهخدااهتشال . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سوار شدن بر ستور بی دستوری مالکش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
اهتشاملغتنامه دهخدااهتشام . [ اِ ت ِ ] (ع مص )بجمله ٔ کف دست دوشیدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). به همه ٔ کف دست دوشیدن . (ناظم الاطباء). || همه ٔ شیر پستان دوشیدن . (منتهی الارب
افژولیده شدنلغتنامه دهخداافژولیده شدن . [ اَ دَ / دِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) تذمر. تذمیر. (از تاج المصادر بیهقی ). اهتشاش . (منتهی الارب ). پریشان شدن . برانگیخته شدن . و رجوع به افژول و اف