اهانتلغتنامه دهخدااهانت . [ اِ ن َ ] (ع مص ) اهانة. سبک داشتن کسی را. (صراح از غیاث اللغات ). خوار وذلیل گردانیدن . (ناظم الاطباء). حقیر و سبک داشتن کسی را و خواری کردن و با لفظ
اهانتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. خوار کردن؛ پست کردن.۲. سبک داشتن؛ توهین کردن.۳. [قدیمی] خواری؛ پستی.
اهانت کردنلغتنامه دهخدااهانت کردن . [ اِ ن َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تحقیر کردن . (ناظم الاطباء). خواری روا داشتن : باصحاب او اهانت کنیم . (جهانگشای جوینی ).هر چه بینی ز دوستان کرم است گر