انشاءاللهفرهنگ انتشارات معین(اِ اَ لْ لا) [ ع . ] (شب جم .) 1 - اگر خدا بخواهد (هنگام اظهار امیدواری در مورد برآورده شدن حاجتی ). 2 - به امید خدا.
ان شااللـهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدر هنگام اعلام تصمیم به کاری یا دادن وعدهای برای اظهار امیدواری گفته میشود.
استثناءفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) 1 - جدا کردن ، بیرون آوردن . 2 - ان شاءاللهگفتن . ج . استثناعات .
ارزانیلغتنامه دهخداارزانی . [ اَ ](ص نسبی ) (در پهلوی : ارژانیک ) منسوب به ارزان . ارزنده . (رشیدی ) : گه ِ رفتن صفاهان داد آنراکه ارزانی است بختش صد جهان را. (ویس و رامین ).به دل
ان شاء الغتنامه دهخداان شاء ا. [ اِ ئَل ْ لاه ] (ع جمله ٔ فعلیه ٔ شرطیة) کلمه ٔ غیرموصول که در مقام استقبال کارها استعمال می کنند؛ یعنی اگر بخواهد خدا. (ناظم الاطباء). اگر خدای خواه
اماراتلغتنامه دهخداامارات . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ اَمارة. علامتها و نشانها. (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (از مهذب الاسماء) : اگر شغل هارون کفایت شود و ان شأاﷲ که شود، سخت زود که امارات
درمان شدنلغتنامه دهخدادرمان شدن . [ دَ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) معالجه شدن . علاج شدن . مداوا شدن : چشم بادم همه بیماری و بازهمه درمان شوم ان شأاﷲ. خاقانی .|| چاره شدن .