انیقلغتنامه دهخداانیق . [ اَ ] (ع ص ) خوب و عجیب . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). نیکو. حسن . معجب . چیز نیک بشگفت آورنده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء): چون تاج
انیقلغتنامه دهخداانیق . [ اَ ] (ع ص ) خوب و عجیب . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). نیکو. حسن . معجب . چیز نیک بشگفت آورنده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء): چون تاج
انیقةلغتنامه دهخداانیقة. [ اَ ق َ ] (ع ص ) مؤنث انیق ، خوب و عجیب . (آنندراج ) (از غیاث اللغات ). رجوع به انیق شود.
ابوالفضللغتنامه دهخداابوالفضل . [ اَ بُل ْ ف َ ] (اِخ ) احمدبن علی صفاری خوارزمی . یاقوت از محمدبن ارسلان آرد که احمدبن علی یکی از فضلاء خوارزم واز بلغاء کتّاب آن ناحیت بود. صاحب اش
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) ابن علی الصفاری الخوارزمی . مکنی به ابوالفضل . محمدبن ارسلان گوید: وی از فضلاء خوارزم و بلغاء کتّاب آن ناحیت بود و او را اشعاری انیق و ل