انیسانلغتنامه دهخداانیسان . [ اَ ] (اِ) تمسخر. استهزاء. مسخرگی . بذله . || دروغ . (ناظم الاطباء). کذب و دروغ . (برهان ). سخن دروغ و کذب . (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). || افسانه
انساندیکشنری فارسی به انگلیسیanthropo-, earthling, one, human, humanity, man, mankind, mortal, person, wight, humankind
نیسانلغتنامه دهخدانیسان . (اِ) خلاف . (برهان قاطع) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). مخالفت . (برهان قاطع) (انجمن آرا) (آنندراج ) (رشیدی ) (ناظم الاطباء). مرادف انیسان است . (از رشیدی )
انبسانلغتنامه دهخداانبسان . [ ] (اِ) مخالفت . (از لغت فرس اسدی چ عباس اقبال ص 390، چ دبیرسیاقی ص 148) : من آنگاه سوگند انبسان خورم کزین شهر من رخت برتر برم . بوشکور (از لغت فرس اس
ابوشکورلغتنامه دهخداابوشکور. [ اَ ش َ ] (اِخ ) بلخی . یکی از اجله ٔ شعرای باستانی ایران . در تذکره ها ازتاریخ حیات او جز نام و موطن و از شعر وی غیر از بیتی چند در تذاکر و متفرقاتی