انیبلغتنامه دهخداانیب . [ اَ ی َ ] (ع ص ) بزرگ و سطبر دندان . (آنندراج ) (المنجد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
انیبالغتنامه دهخداانیبا. [ اَ ] (هزوارش ، اِ) بلغت زند وپازند درخت مورد را گویند و برگ آن را در داروها بکار برند و بجای بای ابجد تای قرشت هم بنظر آمده است . (هفت قلزم ) (آنندراج
انیبالغتنامه دهخداانیبا. [ اَ ] (هزوارش ، اِ) بلغت زند وپازند درخت مورد را گویند و برگ آن را در داروها بکار برند و بجای بای ابجد تای قرشت هم بنظر آمده است . (هفت قلزم ) (آنندراج
نیباءلغتنامه دهخدانیباء. [ ن َ ] (ع ص ) تأنیث انیب است . (از اقرب الموارد) (المنجد). رجوع به انیب شود.
اسدروبعللغتنامه دهخدااسدروبعل . [ اَ ب َ ] (اِخ ) (برقه ) پسر آمیلکار و برادر آنیبال معروف . وی در 218 ق .م . در اسپانیا فرمانده کل لشکر بود و در ابتدای امر مغلوب شد و بعداً بیاری م
دندان گرازلغتنامه دهخدادندان گراز. [ دَ گ ُ ] (ص مرکب ) آنکه دندانهای بلند دارد. که دندانهای بلند و دراز دارد چون یشک گراز. بزرگ و ستبر دندان . انیب . (یادداشت مؤلف ).