انقیادلغتنامه دهخداانقیاد. [ اِ ] (ع مص ) گردن دادن و کشیده شدن ستور. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). کشیده شدن ستور. (از اقرب الموارد). کشیده شدن و تن بدادن . (تاج المصادر بیهقی )
انقیادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام قیاد، تبعیت، اسارت، فرمانبرداری، محدودیت، بردگی▼، مظلومیت وضعیت اقماری، وابستگی، مخلوق بودن زندانی کردن، حبس، بازداشت، تحدید استیلا، سل
انقیادفرهنگ انتشارات معین( اِ ) [ ع . ] 1 - (مص م .) رام شدن ، مطیع شدن . 2 - (اِمص .) فرمانبرداری . 3 - فروتنی . ج . انقیادات .
تحت انقیاد درآوردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام نقیاد درآوردن، سرکوب کردن، پیروز شدن، مستعمره کردن گرفتن، اسیر کردن، بهبیگاری گرفتن رامکردن، تحت فرمان درآوردن، تحت تسلط درآوردن، سلطه
اقیادلغتنامه دهخدااقیاد. [ اَق ْ] (ع اِ) ج ِ قید، بمعنی بند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (اقرب الموارد). رجوع به قید شود.
فمینیسم مارکسیستیMarxist feminismواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای که به توصیف مبانی مادی انقیاد زنان و رابطۀ میان شیوههای تولید و موقعیت اجتماعی آنان میپردازد